ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

438

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

يوسف گفت : مردى در حضور من با او از جرب خود شكايت كرد . يوحنا گفت : بايد از رگ اكحل « 1 » فصد كنى . بيمار گفت : اين كار را كرده‌ام . يوحنا گفت : پس اكحل دست چپ را فصد كن . گفت : كرده‌ام . يوحنا گفت : پس جوشانده‌اى بخور . گفت : خورده‌ام . يوحنا دستور داد يك هفته اصطمخيقون بخور . جواب داد خورده‌ام . دستور داد آب پنير و دو هفته دوغ بىچربى بياشام . آن مرد جواب داد : آنها را نيز خورده‌ام . يوحنا گفت : آنچه اطباء در اين باب گفته‌اند ، مىگوئى به آن عمل كرده‌اى . يك چيز باقىمانده كه نه بقراط و نه جالينوس هيچيك نگفته‌اند و ما ديده‌ايم كه مردم اين را تجربه كرده‌اند ، كه بايد آن را استعمال كنى و اميدوارم شفا يا بى . آن مرد پرسيد آن چيست ؟ يوحنا گفت : دو برگ كاغذ خريدارى كن و آنها را به قطعات كوچك درآور و روى هر قطعهء آن بنويس ، خدا رحمت كند كسى را كه دعا كند مريض شفا يابد . نيمى از آن را در مسجد شرقى و نيمى ديگر را در مسجد غربى بغداد روز جمعه بين مردم توزيع كن . اميدوارم كه اين دعا تو را شفا دهد ، زيرا چنان كه گفتى معالجات در تو اثر نداشته است . يوسف گفت : من نزد او ( ماسويه ) بودم كه كشيش كليسائى كه يوحنا براى عبادت بدانجا مىرفت نزدش آمد و گفت : معده من فاسد شده است . يوحنا به او گفت : گردهاى هضمى خوزى « 2 » بخور . كشيش گفت : خورده‌ام . يوحنا گفت : پس سقمونيا بخور . كشيش گفت : چند رطل از آن خورده‌ام . يوحنا دستور داد مقداذيقون « 3 » بخور . كشيش گفت : يك كوزه از آن خورده‌ام . يوحنا گفت : پس مروسيا ( - امروسيا ) « 4 » بخور . جواب داد از آن هم زياد خورده‌ام . يوحنا بخشم آمد و به او گفت : اگر خواهى شفا پيدا كنى مسلمان شو ، مسلمانى مصلح معده است . يوسف گفت : يوحنا بمرضى دچار شد كه خانواده‌اش از او مأيوس مىشدند و عادت مسيحيان اين است ، كه اگر از حيات مريض خود مأيوس گرديدند جمعى از

--> ( 1 ) - وريد وسط آرنج است . ( Veine mediane ) ( 2 ) - مقصود خوزستانى است ( 3 ) - مقدار يقون و غداريقون و بنداريقون نوعى داروى مسهل بوده كه در قديم استعمال مىگرديدند . ( 4 ) - از تركيباتى است كه خاصيت مسهلى دارد و منسوب به بقراط است .